صورتهای مالی پتروشیمی خراسان در سال ۱۴۰۴ در نگاه اول تصویری درخشان از موفقیت مالی را به نمایش میگذارد؛ درآمد عملیاتی شرکت با رشد بیسابقه به ۱۴۳ هزار و ۱۳۵ میلیارد ریال رسیده و سود خالص آن رقم ۶۴ هزار و ۵۴۱ میلیارد ریال را ثبت کرده است. با این حال، تحلیل عمیقتر لایههای این گزارش مالی، تناقضهای نگرانکنندهای را آشکار میسازد. بزرگترین علامت سؤال در کارنامه این مجتمع، کاهش حدود ۲۳ درصدی حجم کل تولید است که از بیش از یک میلیون تن در سال گذشته به حدود ۷۸۴ هزار تن افت کرده است. از سوی دیگر، مقدار فروش شرکت نیز با تفاوت بسیار ناچیزی مواجه بوده و عملاً در سطح ۴۴۸ هزار تن تثبیت شده است. این بدان معناست که جهش درآمدهای شرکت تنها ناشی از افزایش نرخهای فروش و فاکتورهای قیمتی بازار بوده و ریشه در توسعه بازار یا افزایش بهرهوری تولید ندارد؛ موضوعی که پایدار بودن این سودآوری را در صورت تغییرات ناگهانی و اصلاح قیمتهای جهانی به شدت تهدید میکند.
در کنار این موضوع، هزینههای سنگین تولید نیز بخش بزرگی از این درآمدها را بلعیده است، به طوری که بهای تمامشده درآمدهای عملیاتی با رشدی چشمگیر به بیش از ۶۲ هزار میلیارد ریال رسیده است. اگرچه حاشیه سود ناخالص شرکت همچنان در سطح ۵۶ درصد حفظ شده، اما افزایش همزمان ریسکهای مالی مانع از خوشبینی مطلق میشود. برای نمونه، بررسی بخش نقدینگی تایید میکند که با وجود رشد داراییها و بهبود جریان نقد عملیاتی، حسابهای دریافتنی تجاری یا همان مطالبات شرکت با جهشی دوبرابری به ۵۱ هزار و ۵۷۶ میلیارد ریال رسیده است؛ زنگ خطری که نشان میدهد بخش عمدهای از سود ادعا شده هنوز به نقدینگی واقعی تبدیل نشده و به شکل مطالبات معوق، سرمایه در گردش شرکت را تحت فشار قرار داده است.
علاوه بر این، تناقض در بخش هزینههای مالی نیز مشهود است؛ جایی که با وجود کاهش نسبی مانده تسهیلات، هزینههای مالی شرکت تقریباً دو برابر شده و به ۴ هزار و ۷۱۲ میلیارد ریال رسیده است. این ساختار هزینه نشان میدهد بار بدهیها بر دوش شرکت سنگینتر از قبل شده است. در نهایت، موضوع دیگری که آینده این پتروشیمی را با ابهام مواجه میکند، حرکت بسیار کند و کمرمق طرحهای توسعهای است. به عنوان مثال، پروژه کلیدی بهروزرسانی سیستمهای کنترل واحد تصفیه آب و ازت تنها ۱۰ درصد پیشرفت سالانه داشته و از ۳ درصد به ۱۳ درصد رسیده است. این کندی مفرط در نوسازی زیرساختها، در شرایطی که شرکت سودهای کلانی را شناسایی کرده، نشان میدهد که پتروشیمی خراسان از این فرصت طلایی برای ایجاد مزیتهای پایدار استفاده نکرده و سودآوری شکننده خود را به شدت در معرض نوسانات آینده بازار صادراتی قرار داده است.