دسامبر ۲۰۲۴ مصادف با چهلمین سالگرد نشت گاز سمی از کارخانه شیمیایی یونین کارباید در بوپالِ هند است.
به گزارش شیمی کلاب، نشت گاز سمی متیل ایزوسیانات (MIC) که در تولید آفتکشها استفاده میشد، طی یکی دو روز نخست بیش از ۲۲۰۰ نفر را به کام مرگ کشاند و در هفتههای بعد هزاران نفر دیگر نیز جان خود را از دست دادند. صدها هزار نفر دچار آسیبهای شدید و بلندمدتی شدند که اثرات آن سالها و حتی دههها بعد همچنان ادامه داشت. این حادثه هنوز هم بهعنوان بدترین فاجعه صنعتی تاریخ شناخته میشود.
در اصل دو توضیح متفاوتبرای علت نشت گاز وجود دارد. یک توضیح به مجموعهای از عوامل اشاره میکند که نشاندهنده سهلانگاری از سوی اپراتورهای کارخانه است و تقصیر را متوجه شرکت یونین کارباید و فرهنگ ضعیف ایمنی میداند. توضیح جایگزین که از سوی یونین کارباید مطرح شده، این است که حادثه اساساً نتیجه یک اقدام خرابکارانه توسط یکی از کارکنان کارخانه بوده است.
در هر دو حالت، عوامل مشترکی مانند فرهنگ ایمنی سهلگیرانه، تأسیسات با نگهداری نامناسب، و کارکنانی که آموزش کافی درباره رویههای صحیح و ایمن ندیده بودند، حضور داشتهاند.
یک پرسش اساسی و شاید مهمترین پرسش، این است که چه درسهایی از این فاجعه آموخته شد؟ این رویداد چه تأثیری بر طراحی، بهرهبرداری و نگهداری ایمنی فرایندی در کارخانههای شیمیایی در سراسر جهان داشت؟
در پیامدهای فوری حادثه، بسیاری از سازمانهای مردمنهاد بینالمللی برای بررسی فاجعه و اقدام جهت جلوگیری از وقوع رویدادی مشابه در آینده با یکدیگر همکاری کردند. این حادثه همچنین صنعت شیمیایی جهانی را گرد هم آورد تا مدیریت ایمنی فرایند را در تمام مراحل چرخه عمر یک تأسیسات – از طراحی تا ملاحظات پایان عمر- در اولویت قرار دهد. روشن بود که مهندسان و اپراتورها نقش کلیدی در ایجاد یک فرهنگ ایمنی فرایندی قوی دارند تا از تکرار فجایعی مشابه شامل نشت مواد شیمیایی یا حوادث صنعتی جلوگیری شود.
اگرچه از آن زمان تاکنون حادثه صنعتی در مقیاس فاجعه بوپال رخ نداده است، اما در نقاط مختلف جهان حوادثی با تلفات و آسیبهای بسیار کمتر اتفاق افتادهاند.
چند حادثه قابلتوجه وجود دارد که شاخصترین آن انفجار بندر بیروت در لبنان در اوت ۲۰۲۰ است. تحقیقات نشان داد که مقدار بسیار زیادی نیترات آمونیوم – نزدیک به شش سال – بدون رعایت تدابیر ایمنی مناسب در یک انبار بندری نگهداری میشد. (پیچیدگیهای حقوقی و مسائل مربوط به حملونقل باعث شده بود بیش از ۲۷۰۰ تُن نیترات آمونیوم بهطور نامحدود در انبار بندر ذخیره شود.) آتشسوزی در یک انبار مجاور گسترش یافت و نیترات آمونیوم را مشتعل کرد که به انفجاری عظیم انجامید و بیش از ۲۰۰ کشته و هزاران زخمی و آواره بر جای گذاشت.
حادثهای پیشتر، در اوت ۲۰۱۵، در بندر تیانجین چین رخ داد؛ جایی که مجموعهای از انفجارها یک مرکز ذخیرهسازی کانتینرها را درهم کوبید. در این حادثه نیز نیترات آمونیوم دخیل بود، بههمراه مواد شیمیایی دیگری از جمله نیترات پتاسیم. هرچند هر دو حادثه نه در کارخانههای شیمیایی بلکه در تأسیسات ذخیرهسازی رخ دادند، اهمیت ذخیرهسازی و جابهجایی صحیح مواد شیمیایی بسیار خطرناک همچنان مسئله محوری است.
بخوانید:
این کارخانه قدرت شیمیایی آلمان نازی بود
در مورد فاجعه بوپال، چند نکته روشن شد. نخست، خطرات مرتبط با گسترش صنعتیسازی در کشورهای در حال توسعه بدون وجود مقررات ایمنی کافی میتواند به پیامدهای فاجعهبار منجر شود. عامل مرتبط دیگر، نقش «نژادپرستی زیستمحیطی» در این فاجعه بود؛ به این معنا که شرکتها – عمدتاً از کشورهای صنعتی – به دنبال کشورهایی میگردند که بتوانند در آنها تأسیسات خود را با مقررات سهلگیرانه و زیرساخت حقوقی ضعیف ایجاد و بهرهبرداری کنند، تا با عدم الزام به رعایت مقررات سختگیرانه کشور مبدأ، هزینهها را کاهش دهند.
چنین رویههایی ممکن است بهعنوان اهداف مشروع تجاری تلقی شوند، اما پیامدهای واقعی آنها – افزایش ریسک و کاهش ایمنی عملیات- پنهان میماند. اغلب این تأسیسات در کشورهای فقیرتری قرار دارند که از ابتدا زیرساختهای نظارتی و حقوقی کمتری دارند. در مورد بوپال، کارخانه در نزدیکی محلههای مسکونی پرجمعیت واقع شده بود که این امر مسئله ایمنی را تشدید میکرد.
به نظر میرسد جهان از فاجعه بوپال درسهای مهمی آموخته است. امید آن است که این درسها در آینده فراموش نشوند.